
زیبا عزیزی، ص آخر روزنامه شهروند، 30 اَمرداد 96دوری از مادر همیشه برایم سخت بوده؛ فکر میکنم برای هر کسی چنین باشد، اما گاه به خاطر زندگی بهتر و شاید بهرهگیری از امکانات مناسبتر و... به ناچار فرسنگها فاصله از او را باید تحمل کرد، اما تحمل هم حد و اندازهای دارد! چند وقتی بود دلتنگش بودم. به همین خاطر به اتفاق همسر و پسر کوچکترم تصمیم به سفر گرفتیم؛ سفری که بزرگترین حُسناش دیدن او بود. رفتن و سفر به خودی خود هیجانانگیز است اما سفر به زادگاه چیز دیگری است. برخلاف سفرهای معمول هرچه به مقصد نزدیکتر میشدیم، خستگی سفر و جاده کمتر نمایان میشد، زیرا که در لحظهلحظهاش انتظار شیرینِ دیدار ماد...
ادامه مطلب